جابجایی منزل
هفته پیش وقتی خبر نوه جدیدی که توراهه رو به بابام دادیم، طفلی بابام خیلی خوشحال شد و گفت پس باید به فکر سیسمونی باشم! اما بابا جون زهی خیال باطل.... تو دلم به خودم امید میدم این ماه دیگه میگیره جمعه پیش درگیر جابجایی منزل بودیم با کمک خانواده دو سه روزه کل کارام انجام شد از یه نظر چقدر خوب شد که باردار نبودم چون خیلی اذیت شدم و چقدر کارتنای سنگین بلند کردم !!... استرسم هم تموم شد چون خونه قبلی صاحبخونه مون خوب نبود و حرفاش همیشه آزارم میداد وهمش انتظار میکشیدم که زمان تخلیه مون فرا برسه و جابجا بشیم که خداروشکر همه کارها به خوبی پیش رفت....... خداجون کمکم کن نذار ناامید بشم خواهش میکنم هر چه زودتر یه نینی سالم و ...
نویسنده :
سعیده
7:45


